امنیت، عدالت و رفاه در تعالیم امام جعفر صادق(ع)
امام صادق (ع) در گفتاری کوتاه و موجز سه نیاز اولیه جوامع بشری را بر شمرده است: «ثلاثَةُ أشیاءَ یَحتاجُ النّاسُ طُرَّاً إلیها: الأَمنُ و العدلُ و الخَصَبُ»(۱). «سه چیز است که تمامی مردم به آنها نیازمندند: امنیت، عدالت، و فراوانی». در این حدیث شریف سخن از نیاز تمامی مردم است، نه تنها نیاز مسلمانان، مؤمنان و متدینان. بهعبارت دیگر سخن از نیاز جامعه بشری است.
امام(ع) از این نیازهای طبیعی خبر میدهد، جمله اخباری است، انشایی نیست، نمیفرماید مردم میباید به این امور احساس نیاز کنند، از یک حقیقت گزارش میدهد، بشر ــ از آن حیث که انسان است، از آن حیث که اجتماعی است ــ نیازها، حاجتها و مطالباتی دارد. صادق آل محمد(ص) بر این نیازها صحّه میگذارد، آنها را رد نمیکند، آنها را حقیر نمیشمارد، تهذیب نفس و بزرگمنشی را در بیاعتنایی به آنها نمیداند. بلکه برعکس این نیازها را تصدیق میکند، مقایسه این عبارت پرمغز با دیگر توضیحات امام صادق (ع) این مهم را اثبات میکند، مثلاً امام نفرموده است مطلوبات مردم در دنیای فانی از این قرار است(۲) تا دلالت بر مذمت این مطلوبات کند، بلکه تصدیقگونه واقعیتی اجتماعی را گزارش کرده است. آن سه نیاز چیست؟ امنیت، عدالت و رفاه. خصب در لغت بهمعنای فراوانی گیاه و خیر است، از آن ــ در اصطلاح امروز ــ میتوان به رفاه تعبیر کرد. مراد از رفاه، دردسترس بودن حوائج مادی یک زندگی است از خوراک و پوشاک و مسکن و درنتیجه کار. خصب مقابل قحطی است.
در صدر نیازهای برحق مردم هر جامعهای امنیت است. مراد از امنیت، محفوظبودن جان، ناموس، مال و آبروی مردم است، یعنی اینکه آحاد جامعه در پناه قانون در این چهار ناحیه نترسند، خائف نباشند، احسان ناامنی نکنند، احساس خطر نکنند. بدون امنیت نه سیاست و اقتصاد پیشرفت میکند، نه دین و فرهنگ رشد میکند. نه دیندار توفیق عبادت مییابد، نه خوشگذران امکان عیّاشی. بالاترین وظیفه حکومتها در طول تاریخ برقراری امنیت بوده است. اگر حکومتی موفق به برقراری امنیت در جامعه میشد بسیاری از کاستیها و نواقص آن حکومت عملاً مورد اغماض مردم قرار میگرفت. امنیت جانی یعنی اینکه خون افراد محترم است و کسی بدون قانون و دادگاه کشته نمیشود. امنیت مالی یعنی دارایی افراد بدون دلیل و قانون مورد تعرض قرار نمی گیرد و سرمایه و ملک افراد در چهارچوب قانون محترم است. در یک جامعه سالم با آبروی افراد بازی نمیشود. به شخصیت افراد احترام گذاشته میشود.
دومین نیاز برحق جوامع بشری عدالت است: توزیع عادلانه امکانات، موقعیتها و منابع جامعه درمیان مردم. عدالت مقابل ظلم و تبعیض است. قوام یک جامعه سالم به عدالت است. به فرموده پیامبر(ص) «المُلکُ یَبقَی مَعَ الکُفرِ وَ لا یَبقَی مَعَ الظُلمِ» فرمانروایی با کفر میماند، اما با ظلم نمیماند. بهعبارت دیگر ظلم موریانه قدرت است و عدل سیمان بقا. جوامع به میزان پای بندیشان به عدالت میمانند، بعد از امنیت نوبت به عدالت میرسد. عدالت نیز همانند امنیت از حوائج ما قبل دینی است. عدالت همزاد حقّ است. عدالت رعایت حقّ است. در جامعهای که حقوق شهروندان رعایت نمیشود، از عدالت خبری نیست. آنچه مردم را همواره رنج میدهد تبعیض و ظلم است. عدالت تنها به حوزه اقتصاد منحصر نمی شود. عدالت مطلوب همه حوزههای انسانی اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. جامعهای که بهجای ایفای حقوق برمبنای تفضّلات، امتیازات، عنایات ومصالح ویژه اداره میشود از عدالت دور است.
سومین نیاز یک جامعه انسانی رفاه و فراوانی است، اینکه آحاد مردم امکان رفع حوائج اولیه خود را داشته باشند. در تهیه حداقل خوراک، پوشاک، مسکن در مضیقه نباشند. افرادی که امکان برآوردن نیازهای مادی خود و خانواده خود را نداشته باشند، دغدغۀ اصلیشان جز این نیست و تمامی مطالبات فرهنگی برای چنین افرادی در درجه دوم و مرتبه ثانوی قرار میگیرد. فرمایش نبوی «کادَ الفقرُ أَن یکونَ کُفرَاً» در راستای همین سخن قابل فهم است.
واضح است که نیازهای تمام مردم و همه جوامع، در این سه امر خلاصه نمیشود. اما قطعاً این سه امر نیاز اولیه همگانی است. و دیگر امور با همه اهمیّتشان در مرتبه ثانوی قرار میگیرد. در جامعهای که از امنیت، عدالت و حداقّل رفاه خبری نباشد، چگونه میتوان از آزادی یا دینداری یا استقلال یا معنویت دم زد؟ دین، آزادی و… با همه ارزش و منزلتشان در مقایسه با سه امر یاد شده حاجت ثانوی عامه مردم است. از زاویه دیگر بدون تحقق امنیت، عدالت و حداقل رفاه جامعه دینی شکل نمی گیرد. میزان توفیق هر حکومتی اعمّ از دینی و غیر دینی ابتداءً با میزان توفیق آن حکومت در سه عامل یاد شده سنجیده میشود. این سه امر از مقوِّمات و ذاتیّات یک جامعه موّفق است.
حکومت دینی حقّ ندارد به بهانه پرداختن به ارزشها و ظواهر دینی از تحقق امنیت، عدالت و تأمین رفاه سرباز زند، مگر ارزشی بالاتر از امنیت، عدالت و تأمین حداقّل رفاه عمومی سراغ داریم؟ جالب اینجاست که رئیس مذهب، دینداری و تقیّد به ارزشها را نیاز عام مردم ذکر نکرده است، چراکه در یک جامعه امن و عادلانه و مرفّه نیازهای ثانوی که پرداختن به همان امور متعالی از قبیل دینداری، آزادگی و… باشد، آغاز میشود. به هرحال جامعه مطلوب امام صادق (ع) جامعهای است امن، عادلانه و مرفّه. کوشش در ارتقای امنیت، عدالت و رفاه جامعه حرکت در راستای رئیس مذهب و دین است. جامعهای که مردم از جان و آبروی خود بترسند، از تبعیض و ظلم رنج ببرند و به مشکلات معیشتی مبتلا باشند، ولو در آن اذان به گوش برسد و نمازهای جمعه و جماعت برگزار شود و صوت قرآن در آن بلند باشد، چنین جامعهای دینی نیست. دیندار ضابطه دارد.
*· محسن کدیور، روزنامه صبحامروز ، ۱۱ بهمن ۱۳۷۸، ص ۶٫
(1) ابو محمد حسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی، تحفالعقول، کلمات امام صادق (ع) ، نثر الدرر، حدیث ۴۴٫
این وبلاگ در زمینه های اقتصاد و اقتصاد اسلامی فعالیت می کند